ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري ( مترجم : محمد رضا عطائى )

140

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى )

دوزخ هر گاه بر آتش خشم گيرد ، به خاطر خشم او ، شعله‌هاى آتش ، افروخته‌تر شده و درهم پيچند ، هر گاه مانع شود و آن را زجر كند ، آتش بىتابى كند و ميان درهاى جهنّم غرّش كنان برجهد ! حال اى پير فرتوتى كه آثار پيرى تو را در بر گرفته است چگونه خواهى بود وقتى كه طوقهاى آتش استخوانهاى گردنت را بگيرد ، و غل و زنجيرها بر بدنت پنجه در افكند حتى گوشتهاى بازوهايت را بخورد ؟ » ( 38 ) مردى به پيامبر خدا ( ص ) عرض كرد : يا ابا القاسم ! آيا به نظر شما اهل بهشت مىخورند و مىآشامند ؟ فرمود : « آرى ، سوگند به خدايى كه جان من به دست قدرت اوست ، هر كدام از آنها را برابر صد نفر در خوردن و آشاميدن توانايى دهند . » عرض كرد : آن كه چيزى مىخورد ، احتياج به دفع آن نيز دارد ، در صورتى كه بهشت پاكيزه است و آلودگى در آنجا نيست ؟ ! فرمود : « به صورت قطرات عرق كه چون مشك خوشبو است از بدن اهل بهشت جارى مىشود ، و در نتيجه شكمشان فرو مىنشيند » . ( 39 ) حضرت داود ، به غارى از غارهاى بيت المقدس وارد شد ، ديد حضرت حزقيل به عبادت پروردگار مشغول است به حدى كه پوست بدنش به استخوان چسبيده ، سلام داد و به او گفت : صداى شخص سير مرفّهى را مىشنوم ، تو كيستى ؟ گفت : من داودم ، گفت : آن كه اين طور زن و آن طور كنيز دارد ؟ گفت : آرى ، و تو با اين سختى به سر مىبرى . گفت : نه در سختى به سر مىبرم و نه تو در نعمت ، تا وارد بهشت شويم ! [ آنگاه معلوم خواهد شد ] . ابو هريره مىگويد ، بر رسول خدا ( ص ) برخورد كردم ، در حالى كه همراهم چند نهال درخت بود . فرمود : « آيا مىخواهيد شما را بر نهالهايى بهتر از اينها راهنمايى كنم ؟ بگو : سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر ، پس هيچ كلمه‌اى از اين كلمات نيست كه بگويى مگر اينكه خداوند در بهشت درختى براى تو بنشاند . » ( 40 )